گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 81
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
از آب حيوان شود و نبات بهواسطه آتش بكمال رسد و اين حالت به ميانجى هوا باشد و همچنين در عالم كوچك نيز بهواسطه سمع و بصر و ذوق و لمس و نطق كفايت حاصل شود و اين نيز به ميانجى بينى باشد اگر بينى نباشد نفس نتوان زدن و اين حالت ميسر نگردد پس بدين برهان ظاهر معلوم شد كه گوش بجاى افلاكست و چشم بجاى آتش و بينى بجاى هوا و ذائقه بجاى آب و دست بجاى خاك اكنون بدانكه بجاى عدد يك انسانست و بجاى عدد ده حيوانست و بجاى عدد صد نبات و بجاى عدد هزار معادن چنان كه از عددهاى ديگر يكى كمتر است انسان نيز نسبت با ساير حيوانات كمتر است همچنانكه ده از صد كمتر است حيوان از نبات كمتر است و قس على هذا پس معلوم شد نه آيه كه در عالم بزرگست مطابق نه آيه در عالم كوچكست و اين عالم كوچك به حقيقت نسخه عالم بزرگست چنان كه تقرير كرده شد و همچنين فكر بجاى عدد يكست و حفظ بجاى عدد ده و نطق بجاى عدد صد و كتابت بجاى عدد هزار به جهت آنكه چون چيزى را در فكر وجود پيدا شود آن وجود را چندان بقا نباشد چون بحفظ رسد آن وجود را بقا دهچندان رسد و چون به كتابت رسد وجود او هزار برابر و هزار چندان شود كه در فكر بود و همچنين قوت نطق بجاى